تبليغاتX
!!!میز گرد سه کله پوک و دوستان!!!

!!!میز گرد سه کله پوک و دوستان!!!

این بلگ برای ارتباط گروه سه کله پوک و گروه های وابسته است!!

اى انديشه ى رهاشده ازيك حس پاييزى... من باران صورتىصدايت رادوست دارم! مرا ببيين... پشت پرچين نگاهت هستم! من به نشانه هاىباد تكيه داده ام (مراآرام بخوان...) به سلامتى امتحان هاى خردادم داره تموم ميشه منم دراين وب روتخته كردم بياين: Moon-dust.blogfa.com وب مشترك من وخاك باران خورده
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390ساعت 13:32  توسط کله پوک 1 

دیدم الافی فشار میاره گفتم ه چیزی هر چند بی مزه آپ کنم دل مهسا جووون نشکنه!(((تحفه))) آیا می دانید هاله شما چه رنگی است؟ در صورتیكه تاریخ تولد شما در: اول فروردین ماه باشد سیاه هستید بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید. بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید. بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید. بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید. بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید. بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید. بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید. سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است. بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید. بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید. بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید. بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید. بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید. بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید. بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید. بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید. بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید. متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند. بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید. بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید. بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید. بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید. بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است. بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید. بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید. بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید. متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند. بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است. بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید. بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید. بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید. بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید. بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید. بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید. بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودی رنگ هستید. بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید... قرمز با نمك و دوستداشتنی، مشكل پسند اما همیشه عاشق.......و اینطور بنظر میرسد كه مورد محبت نیز باشید. با روحیه و بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد كنید و این همان عشقی است كه میتواند در راهی كه در پیش دارید همراهتان باشد آدمهایی را كه راحت صحبت میكنند دوست دارید این آدمها باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید. شیری رنگ اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد ولی همیشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میكنید و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای طولانی دوستش خواهید داشت. نیلی شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استانداردهای بالائی در انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفكر انتخاب می كنید و بسیار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه میشوید دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید پیدا كنید. خاكستری جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی كنید و هر آنچه را كه درونتان است آشكار می سازید. اما ضمنا میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید روز مردم را روشن كنید. شما میدانید در زمان مناسب چه بگویید و خوش اخلاق هستید. سبز خیلی خوب با افراد تازه كنار می آیید. در واقع آدم خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه كسی باشید كه دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد مورد نظرت می مانید. طلائی شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد مورد نظرت را پیدا كنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان متمادی دوباره عاشق نمی شوی. صورتی شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست دارید به سایرین كمك كنید. اما بسادگی قانع نمی شوی. دارای افكاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز مانند آنچه در قصه هاست هستید. زرد شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ، و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتان هستید. شما خوب تصمیم میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید. خرمائی باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز را مطابق میل خود كنید كه گاهی میتواند بدلیل عدم توجه به نظر دیگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار است فرد بهتری پیدا كنید. نارنجی در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه با مردم رفتار كنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میكنید ، فردی آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و قدر آنچه را كه دارید میدانید، گاهی اوقات واكنشتان زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است. ارغوانی اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را فراموش میكنید. بدنبال شخصی هستید كه قابل اعتماد باشد!!! لیموئی آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت می ورزید و در مورد چیزهای كوچك اعتراض میكنید، نمی توانید به یك كار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید كه اعتماد و علاقه همه را جلب میكند. نقره ای خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را بیازمایید. علاقه دارید خود سازی كنید و بسادگی می آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت كرد و شما نصایح خوبی میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به كسی اعتماد كرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا پایان عمر به آنها اعتماد میكنید. سیاه شما یك مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در زندگی را نمی پسندید. زمانی كه تصمیمی گرفتید، روی تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز توام با مبارزه است و مثل همه نیست. زیتونی شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت نورزید. قهوه ای فعال و ورزشكارید ، برای دیگران مشكل است كه به شما نزدیك شوند. زمانی كه متوجه میشوید نمی توانید به چیزی كه میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها میكنید. آبی اتكا به نفس كمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه از قلبتان. سرمه ای شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید زمانی كه از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان مشكل است آنها را ببخشید. سفید شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه این حالت شما را دوست دارند. كبود احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میكند اغلب تنها هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی حرف مردم را زود باور میكنید. یافتن عشق برای شما سخت است و گمگشته عشق هستید....
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 15:4  توسط کله پوک 1  | 

سلام! فقط به عشق تینا جون اومدم که بگم: امروز 25 مرداده و تولد تینزیلا جون!! تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولـــــــــــــــــــــــــــــــــــدتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــا رک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مرداد 1389ساعت 19:49  توسط کله پوک 1  | 

سیلام!!خیلی وقته بلاگفا هنگولیده و دیگه نمی تونم عکس برارم!نگاه کنید خب! بعد میگن چرا آپ نمی کنی؟؟؟ بیخیل بابا!رمضونتون مبارک!! الـــــــــــــــــــتمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 17:45  توسط کله پوک 1  | 

سلام!دیگه مدرسه نداریم که خبر شیطنت هامون رو بنویسم فقط مونده یه مشت دلتنگی و بی خبری و ..

۳ روز پیش بعد از اینکه یکی از دوستای دوران دبستان رو که اتفاقی دختر   دایی الینا بود رو پیدا کردم با هم قرار گذاشتیم و ۲ تا خانواده رفتیم شما!

نمیدونید خیلی خوش گذشت!

۲ روز باهم رفتیم دریا!کنار دریا قدم زدیم آهنگ گوش دادیم و درددل کردیم!

تینزیلا هم که خبری ازش نبود دیشب بهش اس دادم و غیرمستیقیم هم حالش رو پرسیدم و هم حالشو گرفتم!

خدایی اونایی که فکر میکنیبهترین دوستاتن بعد یه مدت خیلی زود فراموشت میکنن!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 23:54  توسط کله پوک 1  | 

سلام خدمت همه ی طرفدارای گلم! خیلی وقته هی میام پیام هارو میخونم و میرمو چیزی نمینویسم!

آخه آدم وقتی از دوستاش دوره چی بنویسه ها؟؟؟ وای خدا چی میشه این تابستون زودتر تموم شه؟؟(اگه میخواید پیام بذارید که خاک برسرت تابستون به این خوبی زحمت ندید!)

جان شما حس ندارم!بیخیل بایییییییییییییی

راستی کسی جوک داره بذاره تو پیام ها !!علافی و هزار درد!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 12:54  توسط کله پوک 1  | 

به به به سلامتی درس و مشق و کتاب و خرخونی و ..................تموم شد!

وای خدا عاشقتم!

ولی شنبه کارنامه میدننمیزارن ۲ قطره آب خوش از گلومون پایین بره!

یکی از بچه ها پیشنهاد داده بود تیکه کلام معلمارو بنویسم!چشم روجفت تخم مرغای چشام

البته چون همشون یه جوری بایه حالتی میگن شاید خوب نشه ولی خب بچه های کلاس خودمون میفهمن!

الان نه! بعدا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 12:4  توسط کله پوک 1  | 

این همه HODAخانم از پیتزا خوردن تو مدرسشون نوشتن و دل ما رو آب فرمودن، حالا ما مینویسیم تا دماغشون جزغله شه!!!

جاتون خالی گفتن به مناسبت هفته ی معلم هر کلاسی یه کوفتی سفارش بده زنگ آخر کوفت کنن!( چه قدر احترام!!!به این میگن احترام به شخصیت!)

حالا مبصر پاچه خوار و مامور شده از طرف دفتر:

بچه ها توافق کنید یه چیزی بخریم بخوریم:

یکی از بی مزه ها: چی بخوریم حوصله داری؟سر زنگ ریاضی؟

من: زهر مار و ریاضی! خوشش اومده!بشین سر جات!

نماینده:بچه ها یه چیزی بگید دیگه.

نمک پاش: کله پاچه خوبه؟

آنتیک های کلاس: ایی ی ی ی ی!! وا ی ی ی!

نمک تر از اون: من سیراب شیردون با نون اضافه می خوام!!

 

آره خلاصه اینقدر نمک ریختن که کلاس شور شد و آخرش قرار شد نمک اولیه یه منو از یه فست فود بیاره ما سفارش بدیم.

 

منو

(meno na manoo!!!)رو اوردن و همگی چیزبرگر سفارش دادیم.

 

حالا هماهنگی بچه ها:  یکی از خونه ساندویچ آورده با ساندویچ همبرگر دوغ میخوره!!

دوستان انتیک واسه اینکه هیکل ورزشیشون به هم نخوره 2عددنان تست هراه یک برگ کالباس مرغ بدون نوشابه میل فرمودن.

2 تا از عتیقه ها هم که نمی تون غذاییی جز غذای رستوران مورد علاقشون بخورن سفارش دادن مامانه بره واسشون بخره بیاره بعد بشینن تو حیاط بخورن!!

این جا لازمه چی بگیم؟؟  : نـــــــــاز داره چـــــــــــه وای ...

 

جان من اگه کلاس گسسته تر از این سراغ دارید بگید؟؟؟

آها همبرگر رو فکر کنم رفته بود از فلافلی ها ی بازار خریده بود یه چیزی بود بین همبرگر و کباب ترکی و کوشت چرخ کرده! یه تیکه اش سوخته بود یه تیکش خام بود! دیگه نمی دونم ....             گوجه هاش هم اندازه دمپایی های گلمراد بود.منم همه رو دادم تینزیلا خورد.

دیگه بماند چه قدر نوشابه ولو کردیم و سس مالی و ...(میدونید که؟؟)

فقط خدا کنه اون 4 تا آنتیک این رو نخونن وگر نه ....تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:41  توسط کله پوک 1  | 

به به ! دوستان! چه خبر؟

ما که امتحانو رو تموم کردیم(فکر نکنم لازم باشه بگم چه جوری!) خلاصه امروز زبان رو که آخریش بود به سلامت(سلامت جسمی منظورمه،آخه دوستان تازه کار ما عادت دارن با مداد و خودکار و ... واسه ۰.۲۵ آدمو از وسط دو نیم میکنن،نیست خیلی همو دوست داریم!) کلل گذروندیم و الان درخدمتیم

یک عالمه خبر خوب دارم که زوده بگم! راستی تولد تینزیلا جون رو (بر وزن گودزیلا) به گروه سه کله پوک تبریک میگم! خداییش استعدادش تو کله پوکی زیاده ۱ ماه نشده از ههمون تو خلی و چلی و چهل و پنجی سبقت گرفته! جای تحسین داره!! 

۲- ۳ اردیبهشت تولدوم بود از طرف خودم به خودم تبریک میگم!!

بقیه ی ماجرا ها واسه بعد آخرش هم:

 

تینزیلا، ورودت به جمع کله پوک ها مبارک از این به بعد

۳+۵/۰ کله پوک!!«---چه قدر شکلکا کوچولو شدن!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 15:59  توسط کله پوک 1  | 

آقا نمیدونید تو این مدرسه ی دربه در شده ی ما چه خبره! با این امتحان گرفتناشون!پایه پایه قاطی کردن هم زدن ریختن تو کلاسا!نمی دونید چه خر در چمنیه!

حالا فکر کن واسه تقلب(البته ما این کاره نیستیم ها!بقیه رو میگم)چه وضعی پایه پایین تر ها از ما میخوان ما نمیدونیم به کی دست توسل دراز کنیم؟؟؟؟؟؟

دعا کنید از این چند ده خوان مدرسه به سلامت عبور کنیم بسه دیگه خواحافظ دوستان خر خون!

راستی خدمت tt جون بگم ما از این جلف بازی ها نمینویسیم!(خودش میدونه)

حالا بشین تا توفیقت بشه!!

بای بای تنا تابستون! کامنت یادتون نره!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 20:5  توسط کله پوک 1  | 

آخ  جاتون خالی امروز جلو مدرسه که اتفاقا دیوار به دیوار همون آتش نشانیه وایساده بودیم 2 تا کله ی دیگه تشریف مبارک و میمونشون رو بیارن بریم خونه مثلا که همین موقع ماشن های آتش نشانی برگشتن!

نکته قشنگش اینه که دیدیم یه موتور پلیس دنبالشون راه افتاده اومده!بعد وایساد قبض جریمه بنویسه که آتش نشانا اومدن باهاش حرف بزنن ولی پلیسه زبون ... همین جوری مینوشت آخر سر صدا ها بالا گرفت یکیشون زد تخت سینه پلیسه! پلیسه هم انگار با تف چسبیده بود زمین ولش میکردی تا ته خیابون میرفت،بعد گاز اشک آور در آورد بزنه که جلوشو گرفتن!آره بعد مسئول ایستگاه اومد پادر میونی کنه پلیسه دیوانه بد با اون هم در گیر بود شروع کرد تهدید این آقای ...هم سوزنش گیر کرده بود میگفت:تو؟تو؟تو؟  .....   (هنگ کرده بود احتمالا یا ناهار سی دی خش دار خرده بود!!)

آره اینم ماجرای اون روز ما!گفتم بعضیا ببینن حال کنن!) منظورم TIN….بود!داشته باشید فردای اون روز که اینو بخونه باید خبر پرت شدن از پنجره رو مخابره کنم! فعلاً!!ًً

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 14:19  توسط کله پوک 1  | 

سلام!به به چه هوایی! (چی چی چه هوایی؟ این همه دود و دم و ...)  آدم رغبت نمیکنه به آسمون نگاه کنه!

خب ولش کن اول کاری حالتون  رو نگیرم!

ما که از چهارم رفتیم شمال !جاتون در حد بوندسلیگا خالی! البته جز هفته اول عید چون مریض شدم خفن! تو این شش روز سه تا جعبه دستمال کاغذی رو خوردم!( یعنی استفاده کردم ،دستمال دماغی رو که نمیخورن! ایی!!! حالم بد شد!)  البت با کمال تاسف 2 تا ضد هوایی هم زدم!(آمپول! شبه ایجاد نشه!)

آره ما رو درحالی که یه بقل دستمال گذاشته بودیم تو جیبمونو در حین گوش دادن به آهنگ های مزخرف رادیو که میگه آی ی ی ی ی ی ........بردن شمال!اینو ول کن تازه با اون حال دماغ قرمز چشا پر اشک !قیافه آویزون بردن کله پاچه بزنی به بدن!  کی میلش میکشه اون موقع؟

خدا نصیب نکنه!بعدش بری خونه که این جا قسمت خوشگل ماجراس چون گرفتم در بست خوابیدم و تا ساعت 3 بعد از ظهر!!!!!دم همه ی اعضای خوانواده گرم!هیچکی صدام نکرد!بیشتر دمشون گرم که واسه ناهار صبر کردن تا فرزند عزیز خوانواده از خواب ناز بیدار شه!

از همه ی آن ها کمال تشکر را دارم!

دیگه خسته شدم این HODAهی میگه چرا آپ نمیکنین!بیا!اینم آپ!چیز دیگه میل ندارید شما؟؟؟   بای بای!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم فروردین 1389ساعت 14:11  توسط کله پوک 1  | 

سلام من اومدم: 

 

 

دایناسور چشم آبی:

نوروز مبارکتصوير اصلي را ببينيد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 17:33  توسط دایناسور چشم آبی  | 

سلام!اگه بدونید!اگه بدونید چی کار کردیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اول بگم امروز سه شنبه ی اخر سال یعنی چی؟  یعنی چهارشنبه سوریه! یعنی چی؟ یعنی آتیش سوزی!

یه چیزی بگم باور نکنید.فکر کن معلم فیزیک! نه فکر کن معلم فیزیکت که روز های یکشنبه سه شنبه باهاش کلاس داری بگه:

(لطفا با ناز و ادا بخونید!!  )  بچه واسه جلسه ی بعدی که میاید از این فشفشه ها پروانه ها و زنبوری ها که میره هوا(فکر کرده بود جدا زنبوری میره هوا چون دستاش رو تا بالای سرش آورده بود بالا) و نمی دونم از این چیزای قشنگ بیارید

حالا ما با چشایی که از حدقه یه متر زده بیرون داریم نگاش میکنیم !

یکی از  بچه ها:  میشه منور هم بیاریم؟  

دبیر نسبتا باحال:  نمی دونم فقط صدا نداشته باشه،از این فشفشه ها ،پروانه ها...

  داشت دوباره شروع میکرد این وسایل لوس رو اسم میبرید که یکی از بچه ها از برق کشیدش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اون یکی:  کپسولی بیاریم   یه بنده خدایی که اول اسمش m(مدیر مدرسه)رو ترور کنیم؟

معلمی که به غلط کردم افتاده : نه بچه ها!بی خطر باشه !دردسر درست نکنید!اگه صدا دار باشه من میرم پایین هاااااااااا!!!!!

 

خلاصه این رفت پایین و ما بچه های کم که نه شر شروع کردیم به نقشه کشیدن که کی خمپاره بیاره و کی نارنجک ضد نفر و چند نفر با هم تانک xxx  (این ها عددش بود بلد نبودم حالا باید به رخم بکشید؟؟؟؟؟)                                                                                           


مجلس دوم:سه شنبه ی رویایی و طراحی شده:

 

 

منور، آبشار، واسه اینکه دل معلم بدبخت نشکنه یهکی دو بسته فشفشه و ....

روی میز چیده شده بود و ما هم منتظر اعلام حمله ی اسکند کبیر.....ببخشید معلم فیزیک از همه جا بی خبر بودیم.

حالا معلمه که همین جوری به مهمات ما نگاه میکرد اومد سرجاش نشست که البته این قدر مبهوت بود که پاش به سن گیر کرد و نزدیک بود از پنجره پرت شه بیرون.............

اول واسه آروم شدن جو راهرو ها به صورت نمادین شروع به حال تست فیزیک کردیم بعد که آبا از آتیش افتاد 

دبیر بانگ زد:  جمع کنید ای سربازان فداکار من،  شــــــــــــــــــــــــروع!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد از این که همه ی مهمات رو استفاده کردیم کلاس شده بود پر از دود!یه وعضی بود .............

دیگه بعدش یکی از بچه ها بریک زد  (اون پایین لینکش کردم:هنوز دوستت دارم ....) و یکی مطلب طنز خوند و بعدش ...

هیچی منتظر نباشید مدیر محترم اومد و گفت که :بیییییییییییییییییییییققققققققققققققققققققق!!!!1

به علت رعایت ادب و ضمنا آبروی خودمون نمی تونم بگم!!

بعدش معلمه آثار جرممون رو که تو سطل آشغال ریخته بودیم از ترس اینکه خدمتکارای فزول لو ندن گرفت و برد پایین ،بعدش مستقیما از مدرسه زد بیرون!! دیگه فردا بریم ببیینیم چه جوریی ضبحمون میکنند.

واسمون دعا کنید

دلتون سوخت که ما تو مدرسه اونم سر زنگ فیزیک چهار شنبه سوری / سوزی راه انداختیم؟/؟

دماغتون کز بخوره!!

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 17:4  توسط کله پوک 1  | 

سلام دوستان خیلی وقته چیزی آپ نکرده بدم آخه جدیدا گند بالا نیاوردم.عیب نداره بذارید زمین چند روزی در آراماش باشه

ببینم خیلی دلتون تنگ شده بود نه؟ کوفت نه!یعنی چی؟حتما تنگ شده!

بچه ها راستش معلم ها اینقدر امتحان میگیرن که رنده شدیم!

واسمون دعا کنید.راستی یکی از بچه ها می خواست با مدرسه بره مشهد که تو راه تو خیابون موتور میزنه بهش.طفلک داغون شده دست و سر و فراموشی یه روزه و ....

تو رو خدا واسه سیاه سوخته ی مارمولک تصادف کردمون دعا کنید:

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 16:12  توسط کله پوک 1  | 

مکان: مجتمع پایتخت مکان: مجتمع پايتخت خيابان ميرداماد مغازه اينترنت فروشي


- آقا سلام! ببخشيد يه اينترنت ميخواستم!

- بله...؟

يه اينترنت مي خوام بگيرم سرعت بالا . اينترنت هاتون چند قيمته؟

- جانم...؟

اصلا اونو ول کن،‌ آقا من ديسکت خالي بيارم مي تونين يه اينترنت برام روش کپي کنين؟

- ولي آخه...

- آخه نداره ديگه! بي خيال کپي‌رايت! شما يه کپي به ما بده،‌ ما يه عمر ممنونت مي شيم! اين رفيق ما مي گفت اينترنتشو نمي تونه به من ايميل کنه، گفتم حالا اون ايميل کنه، من که بلد نيستم دانلودش کنم، گفتم بيام از شما يه کپي بگيرم!

- اجازه بدين من توضيح بدم...

- آهان... راستي... من جمعه‌ها خونه‌ام. اينترنت که تعطيل نيست ايشالله...؟!

- نه نيست! ولي...

- خوب خدا رو شکر! پس يه دو سري برام کپي بزنين، ‌برا بچه‌ها هم ببرم. راستي اينترنت شبا تا ساعت چند بازه؟

- آقا جان...! اينترنت که تعطيل نميکنه...!

- اِ...! چه خوب! حالا ديسکتاش چه رنگي باشه بيشتر اينترنت توش جا ميشه؟!

جاتون خالی این مطلب رو توی یه وبلاگ دیدم رفتم یه جایی که منو نشناسن(البته با دوستام!) شروع کردم به اجرا کردن این نقش،چشماتون روز بد نبینه من بی جنبه وسط کار خندم گرفت!یارو بر مردم آزاریمون وتقف شد!

جای همه ی دوستان شر و شور خالی خیلی محترمانه بیرونمون کرد و گفت:ببخشید یادم نبود،پدر اینترنت فوت کرده فعلا تعطیله!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 20:22  توسط کله پوک 1  | 

حسرت به دل

خواست روی گلبرگی برای عشقی نامه ای بنویسد،

                                                                      کاغذ مچاله شد و سوخت.

خواست بر سر  گلبرگی دست نوازش بکشد

                                                                      گل پژمرد و خشک شد.

خواست...

خواست در جنگل قدم بزند،

                                                                       تمامی حیوانات گریختند.

 

او دیگر تنها بود،پس به دنبال سرنوشتی نامعلوم به راه افتاد.

_________________________________

سال ها از این ماجرا میگذرد،او حالا همدم مردمان قطب است.شاید نتواند نامه بنویسد،گلبرگی را نوازش کند،و یا حتی در جنگل قدم بزند؛اما میتواند کسانی را گرم کند.

 

                                                                                دست خودش نیست،او آتش است.

 

                                                                             10:55'

                                                                                8/4/88

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 17:32  توسط کله پوک 1  | 

كنـون رزم ويـروس و رستم شنو . . . دگـــرها شنيــدستي اين هـم شنـو


كـه اسفنـديـارش يكـي ديسك داد . . . بگفتـا بــه رستم كــه اي نيكــــزاد
در اين ديسك باشد يكي فايل ناب . . . كه بگــرفتم از سـايت افــــراسياب
چنيــن گفت رستـم بـه اسفنـديـار . . . كه مـن گشنمـه نـون سنگك بيـــار
جوابش چنين داد خنــدان طــرف . . . كه مـن نـون سنگك نـدارم بـه كف
برو حال مي كن بدين ديسك هان ! . . . كه هـم نـون و هـم آب باشد درآن
تهمتن روان شـد سـوي خانـه اش . . . شتابـان بــه ديـــدار رايــانــه اش
چـو آمـد بـه نزديـك ميني تاورش . . . بــزد ضــربه بـر دگمــــة پاورش
دگـر صبـر و آرام و طاقت نداشت . . . مران ديسك را در درايوش گذاشت
نكـرد هيـچ صبر و نـداد هيـچ لفت . . . يكـي ليست از روت ديسكت گـرفت
در آن ديسك ديدش يكي فايل بود . . . بــزد انتـــر آنجــا و اجــرا نمــود
كز آن يك دمو شد پس از آن عيان . . . ابا فيلــم و مـوزيك و شرح و بيان
به ناگـه چنان سيستمش كرد هنگ . . . كه رستم درآن مانده مبهوت و منگ
چـو رستم دگـربـاره ريست نمود . . . همـي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتــــن كلافـــه شـــد و داد زد . . . ز بخـت بــد خويش فـــريــــاد زد
چـو تهمينـه فـرياد رستـم شنــود . . . بيــامــد كــه ليسانس رايــانه بود
بــدو گفت رستـم همــه مشكلـش . . . وز آن ديسك و بــرنامة خوشگلش
چـو رستـم بـدو داد قيچي و ريش . . . يكـــي ديسك بوت ايبل آورد پيش
يكـي تول كيت انـدر آن ديسك بود . . . بـــرآورد آنـــرا و اجـــرا نمـــود
همي گشت تول كيت ، هارد اندرش . . . چـــو كـودك كـه گردد پي مادرش
بـه نـاگـه يكـي رمـز ويروس يافت . . . پــي حـذف امضـاي ايشان شتافت
چـو ويــروس را نيـك بشنـاختش . . . مــر از بــوت سكتور بــرانداختش
يكـي ضـربـه زد بر سر تـول كيت . . . كـه هــر بايت آن گشت هشتاد بيت
بـه خاك انـدر افـكند ويــروس را . . . تهمتـن بــه رايــانــه زد بــوس را

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 13:33  توسط کله پوک 1  | 

سلا بر و بچ!

خبری ازتون نیست؟

میدونم !امتحان و امتحان و امتحان و دیگر هیچ...

بر و بچ اگه سوال درسی داشته باشم کسی هست جواب بده؟؟؟؟؟/؟

جاتون خالی چند روز پیش رفتیم آتیش نشانی واسه گردش!

نیگا داره؟شماها میریدپارک ملت ما میریم آتش نشانی!

خلاصه گند زدیم تو هرچی کوچه بود .ولی قسمت جالبش این بود که بنده ی حقیر عملیات مهمی که هیچ کدوم یکی از کله پوک ها و یا انجمن های دیگر موفق به انجام آن(به دلیل زرنگی آتش نشان خاطی)نشده بود را به مرحله ی پایان رساندم و از خیر نمره وو انضباط و زشته و گناه داره و نمرت رو کم میکنه و باهات لج میکنهو....(جاتون خالی)معلممون رو خیس کردم شاید بی مزه باشه و لی خدایی خیلی حال داد!بسی حال کردیم در این دقیقه!                                                                               

 البته آتش نشانه زود شلنگ رو ازم گرفت و باز من یه کاری کردم خودش هم خیس بشه!

راستی دوستام میگن من خیلی شرم!!!

من شرم؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 13:25  توسط کله پوک 1  | 

اینم از اولین خاطره!

نمیدونم چه خبر بود ولی هر چه بود سر زنگ دوم نشسته بوذیم که در باز شد...

حالا در باز شد ...

دق کردید نه؟

هیچی به عنوان بی عنوانی بهمون الویه دادن!

گوش کن بقیش جالبه.بچه الویه ها رو باز کردن و شروع کردن به خوردن.

حالا ببین میز آخر چه خبره!

من و اون و اون یکی و دوستش روی میز نشسته بودیم و اون و اون یکی داشتن میلمبوندن و من و دوستم قیافه ی الویه رو به هزار چیز که ترجیح میدیم تعریف نکنیم تشبیه میکردیم و خلاصه الویه رو کوفتشون میکردیم!

آخر سر یکیشون طاقت نیاوردو الویه رو گذاشت رومیز و گفت:اه گندتون بزنه!حالا وقت تراوش استعداد های ادبیاتون در صنعت تشبیه؟

گمشید برید بیرون!

من هم الویه بر داشتم و به صورت نمایشی جلو صورت دوستم گرفتم و گفتم:میخوای بمالم صورتت؟

ولی خب از شانس بد به بی جنبگی دوستم وقتی پیبردم که الویه رو از دستم گرفت و مالید تو چشم!

 

-آخه موجود زنده اینقدر بی جنبه؟؟

هیچی به لطف دستمال کاغذی های دوستان که فکر کنم چندتا استفاده شده اون وسط بهم انداختن!

صورتم رو پاک کردم!تو این مواقع چی کار میکنن؟

آفرین!تلافی!جاتون خالی ........

هیچی دیگخه همین بس که کلاس جغرافی به افتضاح کشیده شد.:(نوشابه،الویه،دوغ،ژله و ...)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 18:7  توسط کله پوک 1  | 

سلام دوستان !

چه خبر؟حالتون خوبه؟توی این سه روز تعطیلی دلم تنگ میشه!یه زنگی یه زونگی بزنید بابا.

اوه اوه یادم رفت خودم رو معرفی کنم:من منم!مدیر بلاگم!سرپرست اکیپ سه کله پوک!

حالا اول کاریم.میخوام خاطرات مدرسه و بیرون مدرسه قبل مدرسه و بعد مدرسه رو بنویسم .

فقط بگم ممکنه بعد از خوندنشون از خنده منفجر بشید و دل و روتون بپاشه در و دیوار.گفته باشم ما تمیزی اتاقتون رو تضمین نمیکنیم!

فعلا!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 17:33  توسط کله پوک 1  |